دل من غمگین است غصه ام سنگین است
گرچه بی هم نفسم زندگی شیرین است
میل گل در من نیست بال من خونین است
اشک غم باید ریخت رسم دنیا این است
دل من غمگین است غصه ام سنگین است
گرچه بی هم نفسم زندگی شیرین است
میل گل در من نیست بال من خونین است
اشک غم باید ریخت رسم دنیا این است
در هجران یار به که بگویم که شریک غم من باشد
غم یار شیرین است هر چند که یار بی وفا باشد
قشنگ ترین دقایقم را به پای ساده ترین لحظات خواهم ریخت
تا بدانی که عاشق ترین پروانه ات بودم
داستان زندگی من قصه ای است که متن ان وجود توست وپایانش نبود توست
می خواهم از گلبرگ های قرمز دستمالی ببافم تا گرد غبار را بر گونه هایت پاک کنم :-*
با من که شکسته ام کمی راه بیا
بالی بگشا و گاه و بی گاه بیا
ازرده مشو بیا گناه از من بود
گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا
داستان زندگی من قصه ای است
که متن ان وجود توست وپایانش نبود توست
دلتنگ نوازش نگاهت می شوم بی تاب و بی قرار لحظه های با تو بودن می شوم
دلتنگ دوباره گم شدن در شبهای عاشقانه با تو بودن می شوم
با من که شکسته ام کمی راه بیا
بالی بگشا و گاه و بی گاه بیا
ازرده مشو بیا گناه از من بود
گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا
اگر می دونستی قطره بارون هنگام دور شدن از ابر چه حسی داشت
اگر می دونستی یک بندر وقت رفتن کشتی ها چه تنها میشه
اگر می دونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه
اگر می دونستی رفتنت چه اتیشی به جونم کشید اینقدر راحت نمی گفتی خداحافظ